تبلیغات
ضــــــــــــــــــــد دخــــتر(ضد ترشیده ها) - گفتگوی مادر با دختر فریب خورده اش...


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:جمعه 30 تیر 1391-07:49 ب.ظ

گفتگوی مادر با دختر فریب خورده اش...

مادر میگوید:

ای دختر من باز که تو حامله هستی

یک بار دگر منتظر قابلمه هستی؟؟؟

باید که بگیری جلوی این شکمت را

اینقدر چرا تو شکمویی؟دله هستی؟

دختر میگوید:

والله شدم از دست خودم پاک کلافه

رفتیم شبی با پسری جانب کافه

 دیدیم که آن کافه شلوغ است ز مردم

گفتیم کمی هم برویم زیر ملافه

مادر میگوید:

حیف از پدر و مادر اینقدر نجیبت

افسوس که از حجب و حیا نیست نصیبت

تشریح بکن بود چطوری جریانش؟

آخر به چه تدبیر چنین داد فریبت؟

دختر میگوید:

او بر لب من بوسه زد و لال شدم من

حرفی ز عروسی زد و خوشحال شدم من

من غرق خوشی بودم و در فکر عروسی

افسوس که یک مرتبه اغفال شدم من

مادر میگوید:

انگار که در روی زمین هرچه بلا بود

از روز عزل قسمت ما طالع ما بود

ما چاره نداریم کنون غیر شکایت

نامش چه بود آن پسرک اهل کجا بود؟

دختر میگوید:

ای مادر من دور بود از تو بقیه

باید بکنم بنده یکی لیست تهیه

یا کار حسن بوده و یا کار نوچهر

ویا ایرج و یا ناصر و یا اینکه بقیه...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر